رو کم کنی
دوستمون و با نامزدش و فامیلاش دعوت کرديم واسه شام خونه همه فک فاميلم بودن بابا بزرگش غذاشو خورد اومد
از پاي سفره پاشه طوري گوزيد که غذا تو گلوي داييم گير کرد.
اومديم بزنيم پشت داييه که غذا بره پايين مشت دومو که زديم طوري گوزيد که روي اون پيرمرد و کم کرد
+ نوشته شده در جمعه سیزدهم بهمن ۱۳۹۱ ساعت توسط فرشید
|